من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری * که هردو باورمان زآغاز ٫به یکدگر نرسیدن بود
(زنده یاد حسین منزوی)
بخوانید بر وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل
دوتا عاشق دوتا رود موازی می گفتیم با همیم هرجای دنیاست
مسیرتو خودم هموار کردم خیال کردم همیشه عشق با ماست
با هم از چشمه ای راهی شدیم ما ولی حیف راهمون با هم یکی نیست
من از مرداب ها سر در میآرم مسیر تو به طور حتم دریاست
به دریای خیالم خیلی وقته منو با انتظارت غرق کردی
منم اونکه تورو با عشق دوس داشت ولی تو دیگه خیلی فرق کردی
برو خوش باش٫برو هرجا دلت خواست دلم بیخود به تو دل بستگی داشت
دیگه تو قلب این رود عاشقی نیست که با تو شور و شوق زندگی داشت
چقد گفتم بیا با هم یکی شیم بیا چیزی که از هم کم نمی شیم
می دونستم حواست پیش دریاست تو رفتی و نگام غرق تماشاست
با اینکه باورش سخت بود ٫اما دلم می خواست کنار تو بشینم
از این راهی که تو در پیش گرفتی تورو شاید دیگه هیچ وقت نبینم
گذشتی از کنارم بی تفاوت نمی شناسی منو٫ انگار غریبم
به جز دوری و درد بی تو بودن از عشق تو نشد چیزی نصیبم
به دریای خیالم خیلی وقته منو با انتظارت غرق کردی
منم اونکه تورو با عشق دوس داشت ولی تو دیگه خیلی فرق کردی
برو خوش باش٫برو هرجا دلت خواست دلم بیخود به تو دل بستگی داشت
دیگه تو قلب این رود عاشقی نیست که با تو شور و شوق زندگی داشت
دلیل زندگیم یه روز تو بودی نخواستی هستیمو به پات بریزم
اگه تقدیر من رفت سمت مرداب با این حال من براش خیلی عزیزم
ولی تو چی٫ سر دریات شلوغه تو باشی یا نباشی فرق نداره
چه رودایی سرازیرن به سمتش امیدوارم به تو محل نذاره
اردیبهشت۹۱
------------------------------------------------------------------------
بند اول این ترانه رو واسه دوست عزیز و بزرگوارم مبین اردستانی فرستادم.مبین هم این جواب رو فرستاد.مبین تو شعر و ترانه یه شاهکاره اگه قدر خودشو بدونه ,حالا ببینید من کی گفتم....
شدم گرداب , سرگردون و حیرون کجا رفتی؟ دلم بق کرده , تنهاس
تویی دریای من ای رود عاشق! تو هرجا پا بذاری دریا اونجاس