رباعی از خیام نیشابوری
ناگاه یکی کوزه برآورد خروش کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
شاعر:حکیم خیام نیشابوری.به مناسبت 28اردیبهشت روز خیام نیشابوری
ناگاه یکی کوزه برآورد خروش کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
شاعر:حکیم خیام نیشابوری.به مناسبت 28اردیبهشت روز خیام نیشابوری
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد چک چک٫ چک چک... چکار با پنجره داشت
از کتاب :دستور زبان عشق-نشر:مروارید ۱۳۸۶
خندید و نوشت خشک سال است دلت پلکی زدم و خاک ز چشمم بر خواست
از کتاب:نامه های بی تاریخ-نشر:پیام امروز۸۹
یک بار تو یک بار فقط آدم شو نامردم اگر دوباره حوا نشوم
از کتاب:شعر جوان استان(اصفهان)-نشر:دفتر شعر جوان۱۳۸۱
بر گردن هر بادکنک یک گره است که باز شود٫ بادکنک می میرد
*=bepzirad
از کتاب چهل کلید-نشر : تکا ۹۰
سر تا قدم شمع تماشا کردم جز داغ وداع یکدگر چیزی نیست
در کسوت ما٫هم چو تویی جلوه گر است آن کیست که بهر تو نخواهد خود را
از کتاب گل چاربرگ-نشر:مدرسه ۱۳۷۶
آری٫ بگذار تا نکو تر بخورند این چوب خداست٫ بی صدا تر خوش تر
از کتاب:کفران-نشر: تکا ۹۰
آیینه ی عالم٫همه تمثال تو داشت خود را نگرفتی که بگیری همه را
تا محضر سبز آب را دریابم چشمان مرا به باغ باران ببرید
یادش گرامی.
دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من یک جان و هزار گونه فریاد از تو
یادش گرامی.شاعر کوچه( بی تو مهتاب شبی...)
آن کس که تو را چنان که هستی دیده ست تاریخ او را مرد عمل نامیده ست
بوسیدمت و خلق مرا نامیدند اول نفری که ماه را بوسیده ست.
از کتاب هر لبت یک کبوتر سرخ است.نشر: سوره ی مهر۸۶