همیشه هر سازی مخالف نیست.رباعی از من
بیمارم با حال وخیمم چه کنم؟
هم چاقم و هم به نان شب محتاجم
عمری ست مخالف رژیمم چه کنم؟
بیمارم با حال وخیمم چه کنم؟
هم چاقم و هم به نان شب محتاجم
عمری ست مخالف رژیمم چه کنم؟
تا بلکه در آغوش بگیری مارا
در محضر تو، توبه کنان می آییم
ای کاش که چون حرّ بپذیری مارا
و تهمت های تلخ و ناروا خورد
دل خوش باورم, باور نمی کرد
که از پای خودش هم پشت پا خورد
------------------------------------
دلم را می زدم هردم به دریا
که دریا غرق می شد از تماشا
منم ماهی افتاده به ساحل
که می میرم , ولی با شور و غوغا
پاییز85
با این همه ما هنوز هم آزادیم
گفتند: که عشقمان گناهی ست بزرگ
آدم که نکشتیم . به هم دل دادیم
خرداد91
رفتند٫ ولی به رو نمی آوردند این جبهه نرفته ها دم از جنگ زدند
تابستان۱۳۸۵
من غنچه ی بی خبر ز دنیا بودم تا دیده گشودم به جهان٫ چید مرا
اسفند ۹۰
برگرد٫ به من تو زندگی می بخشی بی تو ٫چشم از جهان فرو بست دلم
زمستان ۹۰
تا در تب و تاب خواب آرام گرفت در روح و تنش٫ عذاب آرام گرفت
بیچاره درون تنگ تنگش٫شب عید چرخی زد و روی آب آرام گرفت
شب عید ۱۳۸۶
این راه تو بود و مانده بودم چه کنم؟ تکلیف مرا خون تو روشن کرداست
زمستان ۹۰
هر وقت دلم هوای مشهد می کرد بیچاره قفس٫دوباره تنها می شد
مشهد.بهار ۱۳۸۷
من چشم به زنگ٫پشت خط می میرم یادم نکنی اگر تو روزی یکبار!
پاییز ۸۶
برگرد٫ وگرنه دور تا دور دلم می خواهم سیم خارداری بکشم
زمستان ۹۰
*=این مصرع "صوتی" است.
توضیح اینکه عاشق نشدم کنایه است از عاشق شدن٫عاشقی که به جای زندگی و عشق بازی باید بی قراری بکشد.میدونم توضیح دادن شعر جایز نیست اما چون این مصرع صوتی بود یعنی در هنگام خوانش آن متوجه موضوع میشویم٫توضیح دادم.حال چرا صوتی؟
این را از آقای ناصر فیض یاد گرفتم که در مورد بیتی از شعر معروفش(عوض کنم) در توضیحات نوشته بود٫این بیت "تصویری" است.خب ماهم "صوتی" رو دادیم بیرون.حالا معلوم نیست کی (ام پی تیری) ش رو میده بیرون!؟
دردیست که باید از قفس دل بکنم! وقتی بروم...نه...جای من خالی نیست!
پاییز ۹۰
دل خوش باورم٫ باور نمی کرد که از پای خودش هم پشت پا خورد
پاییز ۸۷
در چله. تمام غنچه ها گل دادند چون مثل بهار شد. زمستان در باغ
زمستان ۹۰
بی تاب زمستان شگرفی مانداست از چشمه فقط آب به ظرفی مانداست
هر روز شبیه کودکی بازیگوش در حسرت باریدن برفی مانداست
زمستان ۹۰
ققنوس پرید و فکر بازی بودند
از رفتنش انگار که راضی بودند
او رفت" ولی در دل مردم زنداست
چون عاشق "ناصر حجازی" بودند
زمستان ۹۰
تنهایی" دردیست که ناگفتنی است
آیا به کسی حرف دلم را بزنم؟
اینجا که پر از برادر ناتنی است
زمستان ۹۰
چون می گذرد" تلخ و دل انگیز یکیست
چون کاج" دلم زنده به عشق است هنوز
عمریست مرا بهار و پاییز یکیست
پاییز ۹۰
یا درد مرا کشیده باشی"شاید!
چندیست تمام آسمان را گشتم
شاید به قفس رسیده باشی" شاید...
پاییز ۹۰
اما به زمین و آسمان می نگریم
ما چشم نداریم" ببینیم تو را
هر جمعه "تو " میآیی و ما بی خبریم
۸۵