شعری از مبین اردستانی عزیز در رسای زنده یاد حسین منزوی

با دست خود نوشيد شاعر شوكرانش را

نه! مرگ هم حتي نمي‌فهمد زبانش را

هر كس كه بود، او با سياوش رد شد از آتش

«سوگند» نه، با عشق پس داد امتحانش را

خورشيد را نوشيد كوهي از لب دريا

پاشيد بر هفت‌آسمان آتشفشانش را

خاكسترِ دلتنگي‌اش فوارۀ خون بود

آتشفشاني كه به لب آورد جانش را

«از زمزمه دلتنگ بود از همهمه بيزار»*

بستيم ما با خشت افيوني دهانش را

«شاعر تو را زين خيل بي‌دردان كسي نشناخت»**

تا پر كند از چشمهايت استكانش را

من كيستم؟ بايد براي تو غزل مي‌گفت

حافظ كه در شعر تو پيدا كرد آنش را

خرداد ماه 1383

* و**

از زمزمه دلتنگيم، از همهمه بيزاريم

نه طاقت خاموشي، نه تاب سخن داريم

و

شاعر تو را زين خيل بي‌دردان كسي نشناخت

تو مشکلي و هرگزت آسان کسي نشناخت

حسين منزوي


غزلی از شبیر عبیری.شهرری 1366

                                مای مذکور

«خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟»*

بر سر سفرة دل آجُر مردم نان شد؟

خبرت هست که یارانه گرانی را کشت؟

باعث خوش‌دلی و دلخوشی یاران شد؟

خبرت هست جوانان سرکارند همه؟

مشکل شغل جوانان یهویی آسان شد؟

روزها از پی هم رفت و زمستان آمد

روزها از پی آن هم رفت ، تابستان شد …

ماه مهمانی حق است، خدایا شکرت

« همه جا » در همه جای شهر رستوران شد

شاعر شهرری‌ام ، راضی‌ام از شهر خودم

روستایی بود پشت شهر من ، «تهران» شد!

آن نشد آنچه که ما خواسته بودیم، ولی

جان من! آنچه شما خواسته بودید آن شد؟

سال‌ها دل طلب جام جم از «ما» می‌کرد

«ما»ی مذکور ولی امروز و فردا می‌کرد!

توضیحات:

* مولانا هم می‌دانست این اتفاق بالاخره می‌افتد!!

متن ترانه فوتبالیست ها (سپاهان) از شاهین s2

متن آهنگ جدید فوتبالیست ها از شاهین s2

تو قلب کره زمین یه گربه است که ایرانه

توی ایران یه شهر است که میگن نصف جهانه

مهد هزاران آدمه لوتی و پهلوانه

دو تا تیم مشتی داره یکیش سپاهان اصفهانه

هر سال از نصف جهان میاد یه تیم قهرمان

که بازی میکنن با ایمان اونا افتخارمان تو ایران

باز قهرمانیم ما این بار اینه قدرته شیرا

شعار تیمای اصفهان اول اخلاق بعد فوتبال

همیشه هستیم حرفه ای ما تو فوتبال تا زده چهره ای

بازیکن ما بزرگ می کنیم ساده بدون تیم ما همیشه شاده

تیمی که تیم اخلاقه تا همیشه قهرمانه

طوفان زرده ایرانه سپاهان

از جنس خورشید گرمه یه تیم سراسر حمله

همیشه جوونمرده سپاهان

با اشک و لبخند چه باخت چه بردن

تو شادی و غم زرده همیشه پیرهن من

پشت سرتون دعای ملت بازیکنین با غیرت

احترام به سن و کسوت هفت متره دروازه بکن دروو

دیوونه فقط رفاقت درسته هست رفاقت

این که کی گل میزنه مهم نیست

ما به سه امتیاز میدیم نمره بیست

سپاهان صادره از سرزمین ما

سفت و سخت کوشند زردای اصفهان

سری تو سرای بو زد ستاره

خستگی نداره پس باز دوباره

میشیم ما قهرمان تو کورس سخت امسال

تیمی که تیم اخلاقه تا همیشه قهرمانه

طوفان زرده ایرانه سپاهان

از جنس خورشید گرمه یه تیم سراسر حمله

همیشه جوونمرده سپاهان

غزلی از میلاد عسگری-1370-شهرری

به شکل خواب عجیبی کنار من بودی             "و  در زمین گریزان ز خویشتن بودی"

که در بهشت خدا آشنا شدم با تو                    عجیب بود چنین دور- از وطن بودی

هزار پرسش جان را سکوت می کردی            هزار خواهش تن را ٫تو پیرهن بودی

تو شعر محض شدی و به جان من جاری         سپس لبم را شیواترین سخن بودی

و تا که خورشید آرام غرق دریا شد                  درون جسمم در حال حل شدن بودی

(ـــ)

شب شکوه و تحیر٫ شب هم آغوشی            شبی که خواب ندیدم٫ شبی که زن بودی

متنی از سید حسین موسوی نیا.داستان نویس.شهرری

دشمن که تانکش را دارد و ما هم که ۱۳ ساله کم نداریم.پس مشکل تهاجم فرهنگی کجاست؟ (استراتژیست میهن پرست)