غزلی از من (تنها برای من تو سزاوار می شوی )
تنها برای من تو سزاوار می شوی
در یاد من همیشه تو تکرار می شوی
خورشید می شوم که زیارت کنم تو را
تا پشت چشم پنجره بیدار می شوی
در کوچه باغ های دلم پرسه ای بزن
از بوی عشق و عاطفه سرشار می شوی
دل را حراج نیم نگاه تو می کنم
وقتی که چشم های خریدار می شوی
از بوی حُسن یوسفت ای کهنه پیرهن
روزی عزیز، رونق بازار می شوی
از ذوق خود، اگر بنویسم برای تو
شعری به روی هر در و دیوار می شوی
در راه زندگی که به مقصد نمی رسم
این راه را تو قافله سالار می شوی
پاییز1385
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 21:43 توسط صادق کرمی
|
سلام به تویی که نمی شناختمت.