رباعی از کمیل قاسمی-1359 شهرری-ساکن تهران
گفتم که بیا خیمه ی ابرم برپاست اشکم ضربان آسمان و دریاست
خندید و نوشت خشک سال است دلت پلکی زدم و خاک ز چشمم بر خواست
از کتاب:نامه های بی تاریخ-نشر:پیام امروز۸۹
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 13:29 توسط صادق کرمی
سلام به تویی که نمی شناختمت.