امشب به قصه دل من گوش مي كني فردا مرا چو قصه فراموش مي كني
اين دُر هميشه در صدف روزگار نيست مي گويمت ولي تو كجا گوش مي كني ؟
دستم نمي رسد كه در آغوش گيرمت اي ماه با كه دست در آغوش مي كني؟
در ساغر تو چيست كه با جرعه نخست هشيار و مست را همه مدهوش مي كني
مي جوش مي زند به دل خم بيا ببين يادي اگر زخون سياووش مي كني
گر گوش مي كني سخني خوش بگويمت خوش تر ز گوهري كه تو در گوش مي كني
جام جهان ز خون دل عاشقان پر است حرمت نگاه دار اگرش نوش مي كني
سايه چو شمع شعله در افكنده اي به جمع زين داستان كه با لب خاموش مي كني
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 21:8 توسط صادق کرمی
|
سلام به تویی که نمی شناختمت. اگر شاعر نشدم لااقل دانستم که شعرخوب و ماندگار چیست؟ اگر نتوانستم ترانه ای بسرایم که دل از کسی ببرم فهمیدم ترانه ی خوب را کجا گوش کنم. در ضمن پیوندهایم را بر اساس هنر هنرمندان عزیز انتخاب و لینک نموده ام و کاری به دنیای بیرون از عالم هنر و اعتقاداتشان ندارم و معتقدم که هنرمند را باید با هنرش نگاه کرد. همیشه هر جا شعر قشنگی می دیدم تو دفتری می نوشتم و حالا تصمیم گرفتم اینجا بنویسم. درضمن میتونید عین شعرها و ترانه های خودمو اینجا ببینید. مشتاق دیدگاه های شما هستم. استفاده از ترانه هام منوط به....