این نوشته ها از وبلاگ آقای سعید بیابانکی می باشد.
این شعر را یک هفته قبل از این که اصغر فرهادی اسکار ببرد در فیس بوک منتشر کرده بودم ... دوبیت آن بعد از اسکار اضافه شده ... تقدیم به اصغر فرهادی و دوستانی که در خواست انتشار آن را در وبلاگ داشتند.

ای اصغر فرهادی، ای اسکار برده!
اسکار را از دست استکبار برده

انواع حیوانات را از دم ربوده
خرس و پلنگ و مرغ ماهیخوار برده

در نوع خود پرپشت و شیک و بی‌نظیر است
ریش تو گوی سبقت از «ستار» برده

کار تو روی پرده از خیل مریدان
دل برده و سر برده و دستار برده

هم اعتبار و آبرو، هم عرض و هم رو
از کارگردان‌های بی‌مقدار برده

ای آن‌که با بازیگران ناشناست
حیثیت از «افشار» و از «گلزار» برده

همشهریان من هنرمندند کلاً
یک خرس هم انگار «آتشکار» برده!

در شهر می‌گفتند: «اصغر؟ نه نبرده...»
اما ولی... اعلام کرد اخبار برده!

این بود صبحی متن پیغام " سلحشور"
بیدار شو " مسعود " لاکردار برده !

راه تو می‌فهمیم خیلی سخت بوده
کار تو می‌دانیم کلی کار برده

" سیمین " تو دیگر خر نشو برگرد خانه
حالا که اصغر نصف شب اسکار برده

برگرد تهران، خاک و خل ما را گرفته
آیینه دیدار را زنگار برده...
در ضمن ما که پرچم رفت بالا کلی حال کردیم.زنده باد ایران و ایرانی.فقط این نوشته از من بود.
چه کنم عاشق ایرانم من